دیروز بهPutraJaya رفتیم برای این که یک جشنی به نام colors of Malaysia از 26 May تا 10 June در Grand Launch آن جا است. ما با دوستمان که یک پسر به نام محمّد داشتند، به آن جا رفتیم. من با محمّد بازی هم کردم. این کارناوال با رقص های سنتی و نورافشانی هایش خیلی دیدنی است. اگه دوست داشتین برین ببینین. فقط مواظب شمشیر و چاقو ها باشین.
آخه در میدان اصلی پوتراجایا یک نمایشگاه هم بود. یکی از غرفه هایش شمشیرهای قدیمی جالبی داشت. مثلا یکی از آنها به شکل یک فلوت بود. من آن را برداشته و می خواستم بنوازم که صاحب غرفه خندید و آن را از من گرفت. بعد نشان داد که داخل آن یک چیزی شبیه شمشیر یا چاقو بود. عکس آن را به شما نشان می دهم.
من یکی دیگر از آنها را برداشتم و از غلافش در آوردم. آن شمشیر یک دفعه به پایم خورد. در غرفه بعدی، بعد از چند دقیقه وقتی به پایم نگاه کردم دیدم از پایم خون می آید. بعد سریع به مادرم آن را نشان دادم. صاحب ان غرفه به ما محل آمبولانس کمک های اولیه را نشان داد و گفت که من را آن جا ببرند. وقتی به آن جا رفتیم آن ها با آب پایم را شستند و بعد با دستمال خشک کردند و پس از ضد عفونی کردن به آن یک چسب زخم زدند. از آن ها و صاحب غرفه تشکر کردیم.